قرار
برای اینکه فردا سرِ قرار نیایی
دست در آفرینش بردی
خورشید را دزدیدی
دست در آفرینش بردی
خورشید را دزدیدی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 16:17 توسط ابوذر هدایتی
|
عشقمان، داستان است. هم مینویسیم داستان و هم میخوانیم داستان. زیستن خرج دارد، این روزها البته بیشتر. برای آنکه زنده بمانیم، ویرایش میکنیم. گفتوگو، کاری است در کنار کارها. گفتوگو میکنیم، با این و آن، و میدهیم برای چاپ، به اینجا و آنجا.